@هوا@2

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه هوا تجديد هوا ... صورت گرد و گاز در هوا تغيير ناگهانى هوا ... يا در تصفيه هوا به کار مى ... ... عظيمى از هوا که مسافت ... جريان هوا جريان هوا يا بخار حباب هوا در آب يا شيشه ... توده اى از هوا در اثر تغيير ... خراب نشدنى در اثر هوا خرد شدن سنگها در اثر آب و هوا ... لوله هى خالى از هوا خوش هوا ... شکلى که مقاومت هوا را در مقابل ... دانش هوا نوردى دانشجوى هوا نوردى ... اثر آب و هوا فاسد يا زمخت ... در تحت تاثير هوا درآوردن در معرض هوا گذاشتن در هوا دست ها بزمين و پاها در هوا ... گيرى چگالى و جرم هوا دستگاه بخار سنج هوا دستگاه سرعت سنج هوا دستگاه هوا شناسى واژه هاى شامل هوا ـ (129) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}