@هوا@3

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه هوا دستگاه يا ماشين فشردن هوا ... مرد آهسته به هوا مى پرد روح يا موجود ساکن در هوا زنده و فعال بدون هوا و اکسيژن سر به هوا سنجش فشار هوا شبيه هوا شخصى که وضع هوا و امواج را ... شناور در هوا شير هوا صداى برخورد هوا با جلو ... صداى تماس جسم سريع با هوا طوفان هوا ظرف يا جاى بى هوا عايق هوا عدم اعتدال هوا علاقمند به فضانوردى و هوا نوردى ... اجسام در گازها و هوا علم هوا شناسى غير قابل نفوذ به وسيله ى هوا فرسايش در اثر هوا فرسوده در اثر باد و باران و هوا فشار هوا فضاى خارج از هوا يا جو زمين ... خودکار در هوا نوردى و ... واژه هاى شامل هوا ـ (129) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}