@هواى@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه هواى پيرو هواى نفس و احساس پيروى از هواى نفس کردن کيسه هواى ماهى مثانه هوايى استشمام هواى خفه و گرفته به آب و هواى جديد خو گرفتن تسليم هواى نفس تسليم هواى نفس شده توافق با آب و هواى يک محيط ... بين دو توده هواى راکد جبهه هواى گرم جريان هواى سرد که در ... ... چيزى که با هواى فشرده کار مى ... داراى هواى صاف در هواى آزاد درب عايق هواى توفانى ... عاشقانه در هواى آزاد و ... فشار هواى داخل سفينه ... قايق مخصوص هواى توفانى يا خيزاب مخصوص آب و هواى يک شهر يا ... هواى گرگ و ميش هواى گرفته هواى گرفته و ابرى هواى گرفته و خفه هواى گرم هواى آرام و خشک و ... واژه هاى شامل هواى ـ (30) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}