@هوايى@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه هوايى جن هوايى جن هوايى کوچک جوخه هوايى خاصيت بادى يا هوايى ... ها در موقع حمله هوايى خط آهن هوايى خط حمل و نقل هوايى خط سير هوايى خط سيمى هوايى خط مستقيم هوايى خط هوايى ... فرمان دسته هوايى حرکت مى ... دژبان نيروى هوايى راه هوايى راه هوايى پرندگان مهاجر ريشه هوايى زدودن يا معدوم ساختن جبهه هوايى ... بدون درجه نيروى هوايى سرعت سير هوايى سرويس هوايى سفينه ى هوايى سوت رفع خطر هوايى سيم کش هوايى سيم هوايى سيمکش هوايى واژه هاى شامل هوايى ـ (71) : 1 , 2 , 3