@هوايى@2

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه هوايى جن هوايى جن هوايى کوچک جوخه هوايى خاصيت بادى يا هوايى ... ها در موقع حمله هوايى خط آهن هوايى خط حمل و نقل هوايى خط سير هوايى خط سيمى هوايى خط مستقيم هوايى خط هوايى ... فرمان دسته هوايى حرکت مى ... دژبان نيروى هوايى راه هوايى راه هوايى پرندگان مهاجر ريشه هوايى زدودن يا معدوم ساختن جبهه هوايى ... بدون درجه نيروى هوايى سرعت سير هوايى سرويس هوايى سفينه ى هوايى سوت رفع خطر هوايى سيم کش هوايى سيم هوايى سيمکش هوايى واژه هاى شامل هوايى ـ (71) : 1 , 2 , 3
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}