@هوايى@3
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه هوايى شکاف هوايى شبيه جن هوايى شرکت حمل و نقل هوايى ضد حملات هوايى عضو نيروى هوايى فرماندهى نيروى هوايى فضاى هوايى لشکر هوايى ... از روى عکس هاى هوايى ... زمينى و هوايى و دريايى مسافرت هوايى مسير جاده در زير پل هوايى منظره هوايى منظره هوايى دريا موشک هوايى نامه ى مخصوص پست هوايى نامه ى هوايى نوعى بالون هوايى کوچک نوعى موشک ضد هوايى نيروى هوايى ... سر يا جيب هاى هوايى واژه هاى شامل هوايى ـ (71) : 1 , 2 , 3