@وابسته@10
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه وابسته وابسته به الحاق وابسته به الهه کانون خانواده وابسته به امراض پيرى وابسته به اموال حقوقى ... وابسته به امور ادارى وابسته به امين ترکه وابسته به انگيزش و تحريک درونى وابسته به انکار خدا وابسته به اناکريان شاعر يونانى وابسته به انتقال فکر وابسته به انجماد سنجى وابسته به انجمن طرفدار ... وابسته به انجمن نوازندگان وابسته به انجيل لوقا وابسته به انجيل متى وابسته به انحطاط وابسته به اندونزى وابسته به انسگان شناسى وابسته به انسان وابسته به انسان جديد وابسته به انسان شناسى وابسته به انسان غارنشين وابسته به انسان هاى عصر قديم وابسته به انسان وحشى و اوليه وابسته به انشاى ادبى واژه هاى شامل وابسته ـ (1067) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22 , 23 , 24 , 25 , 26 , 27 , 28 , 29 , 30 , 31 , 32 , 33 , 34 , 35 , 36 , 37 , 38 , 39 , 40 , 41 , 42 , 43