@وابسته@16
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه وابسته وابسته به تيره پشت وابسته به تيره گاو وابسته به تيره گربه وابسته به تيره ريشه پايان وابسته به تيره عنابها وابسته به تيغه يا ... وابسته به تيفوئيد وابسته به تيول وابسته به ثوابت وابسته به جادوگرى وابسته به جاذبه زمين وابسته به جامعه وابسته به جامعه شناسى وابسته به جان گرايى ... وابسته به جان ميلتون و اشعار او وابسته به جان يا زندگى ... وابسته به جانور تک سلولى وابسته به جانور دهان گرد وابسته به جانور دوزيستى وابسته به جانور شناسى وابسته به جانور شناسى ... وابسته به جانوران وابسته به جانوران برابر پاى وابسته به جانوران ذره بينى وابسته به جانوران همه چيز خور واژه هاى شامل وابسته ـ (1067) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22 , 23 , 24 , 25 , 26 , 27 , 28 , 29 , 30 , 31 , 32 , 33 , 34 , 35 , 36 , 37 , 38 , 39 , 40 , 41 , 42 , 43