@وابسته@18
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه وابسته وابسته به جمجمه خوانى وابسته به جن وابسته به جناق سينه وابسته به جنس خنثى وابسته به جنس مخالف وابسته به جنسيت وابسته به جنين وابسته به جهان آفرين يا اهريمن وابسته به جويدن وابسته به حکومت سلطنتى وابسته به حکومت يکه تازى وابسته به حاشيه وابسته به حافظه وابسته به حالت ويژه وابسته به حبوبات و ... وابسته به حداکثر وابسته به حداقل وابسته به حرکت وابسته به حرکت جزر ... وابسته به حرکت مايعات ... وابسته به حرارت مرکزى زمين وابسته به حروف چاپى وابسته به حروف الفباى ... وابسته به حروف بى صدا وابسته به حروف جديد هيروگليفى واژه هاى شامل وابسته ـ (1067) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22 , 23 , 24 , 25 , 26 , 27 , 28 , 29 , 30 , 31 , 32 , 33 , 34 , 35 , 36 , 37 , 38 , 39 , 40 , 41 , 42 , 43