@وابسته@19
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه وابسته وابسته به حزب محافظه کار وابسته به حس بساوايى وابسته به حس بويايى وابسته به حس لامسه وابسته به حشرات دونده وابسته به حضيضى وابسته به حفره پس زانو وابسته به حفره يا جاى خالى وابسته به حفظ يا حراست وابسته به حق شفعه وابسته به حلق و گلو وابسته به حلق يا گلو وابسته به حلقه يا کمربند کوچک وابسته به حواس يا احساسات وابسته به حوض غسل تعميد وابسته به خاصيت حرف هجادار وابسته به خانواده پروانه آسايان وابسته به خانواده کاج وابسته به خانواده سگ وابسته به خانواده سوسک ... وابسته به خانواده طوطى وابسته به خانواده غوک وابسته به خانواده مارهاى بى زهر وابسته به خانواده نيم ... وابسته به خداوند يعنى حضرت مسيح واژه هاى شامل وابسته ـ (1067) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22 , 23 , 24 , 25 , 26 , 27 , 28 , 29 , 30 , 31 , 32 , 33 , 34 , 35 , 36 , 37 , 38 , 39 , 40 , 41 , 42 , 43