@وابسته@21
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه وابسته وابسته به دارو شناسى وابسته به داروسازى وابسته به داستان و رمان وابسته به دامپزشکى وابسته به دان کيشوت وابسته به دانش يا آگاهى وابسته به دانشگاه اکسفورد وابسته به دايره وابسته به دبيرخانه وابسته به دخالت وابسته به درک و احساس وابسته به دراز پايان وابسته به درجه حرارت هسته اتمى وابسته به درجه دوم هم چندى وابسته به درز سهمى جمجمه وابسته به درشت نى وابسته به درمان روانى وابسته به درمان شناسى وابسته به دريانوردى وابسته به درياى کاريب وابسته به درياى سياه وابسته به درياى مديترانه وابسته به دست وابسته به دستگاه ادارى تناسلى وابسته به دستگاه ادرار ... واژه هاى شامل وابسته ـ (1067) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22 , 23 , 24 , 25 , 26 , 27 , 28 , 29 , 30 , 31 , 32 , 33 , 34 , 35 , 36 , 37 , 38 , 39 , 40 , 41 , 42 , 43