@وابسته@24
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه وابسته وابسته به رابطه برق و حرارت وابسته به راست روده وابسته به راسته و دسته وابسته به راه آهن وابسته به راهبان کرملى وابسته به راهروى درخواب وابسته به راهنمايى و هدايت وابسته به رزم آرايى وابسته به رزم شيوه وابسته به رسانه يا برندگر وابسته به رسوب يا باقيمانده وابسته به رسيدگى وابسته به رشد شناسى وابسته به رفتار و سلوک وابسته به رقص وابسته به رقص مرگ وابسته به رنگ نگارى وابسته به رنگ يا رنگرزى وابسته به روابط بين المللى وابسته به روان زخم وابسته به روان شناسى وابسته به روانپزشکى وابسته به روانکاوى وابسته به روحانيون وابسته به رود نيل واژه هاى شامل وابسته ـ (1067) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22 , 23 , 24 , 25 , 26 , 27 , 28 , 29 , 30 , 31 , 32 , 33 , 34 , 35 , 36 , 37 , 38 , 39 , 40 , 41 , 42 , 43