@وابسته@3
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه وابسته وابسته به پشيمانى وابسته به پلک چشم وابسته به پلاتين وابسته به پلاسما وابسته به پوست وابسته به پى شناسى وابسته به پيگمى ها وابسته به پياده روى وابسته به پيدايش الکتريک ... وابسته به پيدايش يا اصل هر چيز وابسته به پيروزى وابسته به پيروس وابسته به پيرى وابسته به پيش پزشکى وابسته به پيش گويى ... وابسته به پيش از طوفان وابسته به پيش بينى وابسته به پيشگويى وابسته به پيشانى وابسته به پيشدستى وابسته به پيشرو بودن وابسته به چربى وابسته به چله وابسته به چند شوهر وابسته به چوچوله واژه هاى شامل وابسته ـ (1067) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22 , 23 , 24 , 25 , 26 , 27 , 28 , 29 , 30 , 31 , 32 , 33 , 34 , 35 , 36 , 37 , 38 , 39 , 40 , 41 , 42 , 43