@وابسته@30
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه وابسته وابسته به طبق زنى وابسته به طبقات بالاى اجتماع وابسته به طرح اصلى ... وابسته به طرز استقرار ... وابسته به طرز تفکر وابسته به طرز تفکر شخص وابسته به طرز عمل و رويه وابسته به طرز فکر ... وابسته به طرفدارى از ... وابسته به طلب مغفرت و ندامت وابسته به طلب و تمنا وابسته به طوفان نوح وابسته به طول جغرافيايى وابسته به ظهور ثانوى ... وابسته به عکاسى وابسته به عکس يا نوشته ... وابسته به عالم بالا وابسته به عالم نمايى ... وابسته به عامل آمين وابسته به عامل يا کارخانه وابسته به عراق وابسته به عرض جغرافيايى وابسته به عرفان وابسته به عروسى وابسته به عشق شهوانى واژه هاى شامل وابسته ـ (1067) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22 , 23 , 24 , 25 , 26 , 27 , 28 , 29 , 30 , 31 , 32 , 33 , 34 , 35 , 36 , 37 , 38 , 39 , 40 , 41 , 42 , 43