@وابسته@32
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه وابسته وابسته به عهدى از ... وابسته به عيال وابسته به عيد وابسته به غده وابسته به غده بزاق زير گوش وابسته به غده تيموس وابسته به غده درقى وابسته به غده شناسى وابسته به غذا و پخت و پز وابسته به غسل تعميد وابسته به غور و تعمق وابسته به غيبگويى وابسته به فاحشه وابسته به فاصله ميان ... وابسته به فراماسون وابسته به فرشتگان سرافين وابسته به فرشته وابسته به فرصت يا موقعيت وابسته به فرقه پيوريتان ها وابسته به فرقه هاى ... وابسته به فرماندار وابسته به فرمانداران رم قديم وابسته به فرمانرواى ظالم وابسته به فرهنگ دو کشور وابسته به فرهنگ لغات واژه هاى شامل وابسته ـ (1067) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22 , 23 , 24 , 25 , 26 , 27 , 28 , 29 , 30 , 31 , 32 , 33 , 34 , 35 , 36 , 37 , 38 , 39 , 40 , 41 , 42 , 43