@وابسته@33
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه وابسته وابسته به فرهنگ نويسى وابسته به فروساخت وابسته به فريسى وابسته به فصاحت و بلاغت وابسته به فضا و زمان وابسته به فضانوردان وابسته به فضله و کثافت وابسته به فعاليت شيميايى ... وابسته به فعل گذشته وابسته به فلج وابسته به فلسفه ارسطو وابسته به فلسفه افلاطونى جديد وابسته به فلسفه انتظام گيتى وابسته به فن استخراج ... وابسته به فن تربيت حيوانات وابسته به فن نمايش وابسته به فن نوشتن وابسته به فولکلور وابسته به قارچ لجنى وابسته به قاعده گى وابسته به قانون وابسته به قانون تحول وابسته به قبل از تاريخ وابسته به قبل از دوره ... وابسته به قبل از سرطان واژه هاى شامل وابسته ـ (1067) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22 , 23 , 24 , 25 , 26 , 27 , 28 , 29 , 30 , 31 , 32 , 33 , 34 , 35 , 36 , 37 , 38 , 39 , 40 , 41 , 42 , 43