@وابسته@34
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه وابسته وابسته به قبل از قرار ... وابسته به قبيله و نژاد وابسته به قدر مطلق وابسته به قدرت قضاوت ... وابسته به قديم وابسته به قرآن وابسته به قراين وابسته به قربانى وابسته به قرنيه وابسته به قشر غده ى فوق کليه وابسته به قشون کشى ... وابسته به قضاوت خيلى ... وابسته به قضيب وابسته به قطب شمال وابسته به قطب شمال و جنوب وابسته به قطب منفى يا کاتد وابسته به قطر وابسته به قطعه اى ... وابسته به قفسه سينه وابسته به قلب و تحريف وابسته به قلب و رگ هاى خونى وابسته به قلمرو اسقف وابسته به قلمرو اسقف اعظم وابسته به قوزک پا وابسته به قوم يا ملتى واژه هاى شامل وابسته ـ (1067) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22 , 23 , 24 , 25 , 26 , 27 , 28 , 29 , 30 , 31 , 32 , 33 , 34 , 35 , 36 , 37 , 38 , 39 , 40 , 41 , 42 , 43