برگه
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم مجازاً قطعه کاغذ یا مقوا برای نوشتن یادداشت.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary bract ; follicle ; form واژه هاى شامل برگه ـ (5)
- اسم مدرک.
- اسم میوة گوشتالوی هسته دار که هستة آن را بیرون آورده آن را خشک کنند.
- اسم فرم (فره)