@وابسته@38
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه وابسته وابسته به معرفت شناسى وابسته به معرفت و دانش وابسته به معمارى وابسته به معنويات و خدايان وابسته به مغرب يا باختر وابسته به مغز کله وابسته به مغز استخوان وابسته به مفروضات دو جنبه اى وابسته به مقام رياست ... وابسته به مقدمه وابسته به مقعد وابسته به مقياس کليد ... وابسته به منبر يا کرسى خطابه وابسته به منحنى مسطح وابسته به منخرين وابسته به منشيگرى وابسته به منطقه يا کمربند ساحلى وابسته به منى وابسته به مهاجرت وابسته به موکارى وابسته به موجز نويسى ... وابسته به موجود آلى وابسته به موسى وابسته به موعظه وابسته به موقع تنفس واژه هاى شامل وابسته ـ (1067) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22 , 23 , 24 , 25 , 26 , 27 , 28 , 29 , 30 , 31 , 32 , 33 , 34 , 35 , 36 , 37 , 38 , 39 , 40 , 41 , 42 , 43