@وابسته@39
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه وابسته وابسته به موقعيت يا مقام وابسته به ميکرب کشى وابسته به ميکروسکپ وابسته به ميانجى گرى وابسته به ميز وابسته به ميزان ديد و عينک سازى وابسته به نژاد اسلاو وابسته به نژاد سلت وابسته به نژاد شناسى وابسته به ناحيه پيريا ... وابسته به ناحيه زير نوک زبان وابسته به ناحيه قطب شمال وابسته به ناحيه مسکونى مزروعى وابسته به ناخوشى دماغى وابسته به ناخوشى شناسى وابسته به نازک نى وابسته به ناسزاگويى وابسته به نام مستعار وابسته به نام يک محل يا منطقه وابسته به ناى وابسته به نثر وابسته به نزديک بينى وابسته به نسبت يا خويشى وابسته به نسخه نويسى وابسته به نشان هاى ... واژه هاى شامل وابسته ـ (1067) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22 , 23 , 24 , 25 , 26 , 27 , 28 , 29 , 30 , 31 , 32 , 33 , 34 , 35 , 36 , 37 , 38 , 39 , 40 , 41 , 42 , 43