@وابسته@40

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه وابسته وابسته به نطفه نر جلبکها وابسته به نظارت و سرپرستى وابسته به نظريات زيگموند فرويد وابسته به نفوذ کردن وابسته به نقشه کشى وابسته به نقشه بردارى ... وابسته به نقشه بردارى ... وابسته به نم نما وابسته به نهر فراموشى برزخ وابسته به نهى و بازداشتن وابسته به نوک و انت هاى درخت وابسته به نور ستاره وابسته به نور مشعل وابسته به نور و روشنايى وابسته به نيکوتين وابسته به نياکان وابسته به نيابت سلطنت وابسته به نيتروژن ازت دار وابسته به نيروى کشش وابسته به نيروى انحناء ... وابسته به نيروى دريايى وابسته به نيروى محرکه وابسته به نيروى محرکه آب وابسته به نيروى مغناطيسى برق وابسته به نيمسال تحصيلى واژه هاى شامل وابسته ـ (1067) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22 , 23 , 24 , 25 , 26 , 27 , 28 , 29 , 30 , 31 , 32 , 33 , 34 , 35 , 36 , 37 , 38 , 39 , 40 , 41 , 42 , 43
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}