@وابسته@6
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه وابسته وابسته به کشيش بودايى وابسته به کشيش يا کاهن وابسته به کشيشان وابسته به کف پا وابسته به کف دست يا کف پا وابسته به کلاس هاى ... وابسته به کلده وابسته به کلمه متضاد وابسته به کلمه وصفى وابسته به کليساى گريگوريان ... وابسته به کليساى کاتوليک روم وابسته به کليساى انگليس وابسته به کليساى مشايخى ... وابسته به کليه ها وابسته به کمدى وابسته به کمونيسم وابسته به کنار رودخانه وابسته به کهکشان وابسته به کوچ گرى وابسته به کود وابسته به کورنوال درجنوب ... وابسته به کوه آلپ وابسته به کوه المپ وابسته به کوه شناسى وابسته به کوه هاى هيماليا واژه هاى شامل وابسته ـ (1067) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22 , 23 , 24 , 25 , 26 , 27 , 28 , 29 , 30 , 31 , 32 , 33 , 34 , 35 , 36 , 37 , 38 , 39 , 40 , 41 , 42 , 43