@وابسته@9
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه وابسته وابسته به استادى وابسته به استخوان بندى وابسته به استخوان شناسى وابسته به استخوان فک پايين وابسته به استخوان لگن خاصره وابسته به استخوانپزشکى وابسته به استفاده از ... وابسته به استقرار سه ... وابسته به استنتاج وابسته به اسم وابسته به اسيد دو ظرفيتى وابسته به اسيد فرميک وابسته به اشاره با سرو دست وابسته به اشعار قديم فرانسه وابسته به اشعه مادون قرمز وابسته به اصطلاحات علمى و فنى وابسته به اصل آتش وابسته به اطلاع يا الهام قبلى وابسته به اعتدال شب و روز وابسته به اعتقاد نامه نيسن وابسته به اعصاب و عضلات وابسته به اعماق اقيانوس وابسته به اقامت وابسته به اقتصاد اجتماعى وابسته به التزام واژه هاى شامل وابسته ـ (1067) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21 , 22 , 23 , 24 , 25 , 26 , 27 , 28 , 29 , 30 , 31 , 32 , 33 , 34 , 35 , 36 , 37 , 38 , 39 , 40 , 41 , 42 , 43