@وادار@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه وادار با اصرار وادار کردن باصرار وادار کردن به زور و فشار وادار کردن به زور وادار کردن وادار کردن وادار کردنى وادار کننده وادار بخدمت لشکرى يا ... وادار به توبه کردن وادار به عمل کردن وادار به فرار کردن وادار سازى وادار يا مجبور کردن