@وارث@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه وارث بى وارث را ... متوفى بى وارث يابى وصيت ... غاصب حق وارث قانونى وارث بلا فصل وارث بلافصل وارث بودن وارث درجه دوم که درصورت ... وارث شدن وارث طبقه دوم وارث قانونى وارث مسلم وارث مقدر وليعهد ذکور وارث تاج و ...