@وارونه@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه وارونه پرونده ى وارونه به شکل تخم مرغ وارونه به طور وارونه و معکوس به طور وارونه يا معکوس سخن وارونه فهرست وارونه مانند مخروط وارونه وارونه گويى وارونه کردن وارونه بودن وارونه سازى وارونه شدن وارونه مخروط