@واقع@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه واقع پس از واقع پيش از چيزى واقع شدن ... و پيشروها و واقع در جلو ... به بالا و واقع در نوک چيزى ... کشور سومالى واقع در آفريقا با هم واقع شونده بندر واقع در مسير کشتى بيش از حد واقع شرح دادن بيشه واقع بر روى تپه ... هاى معدنى واقع در مجاورت ... ... تبليغات مسلکى واقع شدن تحت تاثير واقع شدن تحت تاثير واقع شده تحت تاثير واقع نشده تحت واکنش هاى زنجيرى واقع شدن توده درختان واقع بر روى تپه جزاير باهاما واقع در هند ... ... هند غربى واقع بين اتازونى ... جزاير هيبريد واقع در غرب ... جزاير واقع دردرياى کاريب جسم واقع در سطح ... آن در سطر بعد واقع شده خلاف واقع در دسترس واقع شدن در ظاهر مهمل و در واقع درست واژه هاى شامل واقع ـ (185) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8