@واقع@2

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه واقع در ميان واقع شدن در ميان واقع شونده در واقع در يک خط مستقيم واقع شونده در يک وقت واقع شونده درک يا فهم امرى که واقع شده درکنار واقع شدن دربالا واقع شدن رود ولگا واقع در روسيه ... شاه دکل پايين واقع دارد سالى يک مرتبه واقع شونده ... طبقه سطحى زمين واقع است سودمند واقع شدن سومين گام واقع بين نت ... عضوى که در احشاء واقع شده است فلسفه واقع بينى واقعيت گرايى قبل از موقع بخصوص واقع شدن قسمت واقع بين استخوان هاى کتف ... بادبان اصلى در آن واقع است ... عقربه ساعت واقع بين نقطه ... موثر واقع شدن مورد تنفر واقع شدن مورد سوال واقع شدن ... مرکز ايتاليا واقع درجنوب شهر ... ناحيه موناکو واقع در جنوب ... واژه هاى شامل واقع ـ (185) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}