@واقع@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه واقع در ميان واقع شدن در ميان واقع شونده در واقع در يک خط مستقيم واقع شونده در يک وقت واقع شونده درک يا فهم امرى که واقع شده درکنار واقع شدن دربالا واقع شدن رود ولگا واقع در روسيه ... شاه دکل پايين واقع دارد سالى يک مرتبه واقع شونده ... طبقه سطحى زمين واقع است سودمند واقع شدن سومين گام واقع بين نت ... عضوى که در احشاء واقع شده است فلسفه واقع بينى واقعيت گرايى قبل از موقع بخصوص واقع شدن قسمت واقع بين استخوان هاى کتف ... بادبان اصلى در آن واقع است ... عقربه ساعت واقع بين نقطه ... موثر واقع شدن مورد تنفر واقع شدن مورد سوال واقع شدن ... مرکز ايتاليا واقع درجنوب شهر ... ناحيه موناکو واقع در جنوب ... واژه هاى شامل واقع ـ (185) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8