@واقع@3

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه واقع ... طبقه ساختمان واقع باشد هر چيزى که مورد لعن واقع شود وابسته به واقع امر ... جزيره ساموا واقع در پلينزى واقع گرايى واقع بر بالاى برگ دانه واقع بر بالاى ماه واقع بر روى تخمدان واقع بر روى ديوار واقع بر روى شکم واقع بر روى يک خط ... واقع بودن واقع بين واقع بين دو منطقه گرمسيرى واقع بين زمين و ماه واقع بينى واقع در واقع در پايين واقع در پشت کاسه چشم واقع در پشت زبان واقع در پشت قلب واقع در کپسول واقع در کروموزم جنسى واقع در کمر واقع در کنار کشتى واژه هاى شامل واقع ـ (185) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}