@واقعى@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه واقعى پارامتر واقعى چيز واقعى ... از قيمت واقعى نرخ گذاشتن کليد واقعى کمتر از ارزش واقعى اجاره دادن کمتر از ارزش واقعى تخمين زدن بدون ارزش واقعى به طور واقعى بى خبرى از کيفيات واقعى و ظاهرى بيش از اندازه واقعى برآورد کردن ... صورت متن واقعى توسط نرم ... تعلق واقعى ماليات ... ارزيابى کمتر از ميزان واقعى داراى ماهيت واقعى داستان واقعى که نام شخصيت ... دستور العمل واقعى ... ارزانتر از قيمت واقعى عارى از کيفيات واقعى نمودن غير واقعى قيمت واقعى سهم که روى ... ... از کيفيات واقعى هنر دور ... متمم واقعى نشانوند واقعى نشانى واقعى نمايش خطوط واقعى شکلى به ... واژه هاى شامل واقعى ـ (26) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}