@وانمود@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه وانمود بد وانمود کردن به رمز وانمود کردن خود را پهلوان وانمود کردن قهرمان و پهلوان وانمود کردن وانمود گر وانمود کردن وانمود کن وانمود کننده وانمود سازى وانمود شدن وانمود شده