@واژگون@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه واژگون درون واژگون سازى کردن سخن واژگون ... تا از واژگون شدنش جلوگيرى ... واژگون کردن واژگون کردن کشتى واژگون کننده واژگون ساختن واژگون سازى واژگون شدگى واژگون شدن واژگون شدنى