@واکنش@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه واکنش ايجاد واکنش در برابر آب بدون واکنش تحت واکنش هاى زنجيرى واقع شدن خود به خود واکنش کننده دچار واکنش هاى مسلسل ... داراى واکنش دما واکنش زمان واکنش عامل واکنش ... وقفه ى واکنش هاى حياتى ... ... نقطه نظر واکنش شخصى در ... ... چربى در واکنش هاى بدن ... نور واکنش واکنش گذرا واکنش کردن واکنش کننده واکنش برق واکنش بسامدى واکنش ثانوى واکنش دار واکنش داشتن بر واکنش زنجيرى يا هسته اى واکنش شديد واکنش طيفى واکنش موجود زنده در برابر گرايش واژه هاى شامل واکنش ـ (28) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}