@واگن@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه واگن استيشن واگن با واگن حمل کردن جاده مخصوص تراموا و واگن برقى خط مخصوص واگن برقى دفاعى که از واگن و عرابه مى ... ... کالا از واگن و بارگيرى ... مسئول واگن ميله اتصال واگن ميله اى که واگن هاى قطار را ... واگن چى واگن کوچک واگن آشپزخانه و وسايل آشپزى ترن واگن اسبى واگن بارى واگن بارى بدون ديوار راه آهن واگن برقى واگن برقى شهرى واگن تخت خواب دار واگن تخت خواب دار راه آهن واگن راه آهن واگن راه آهن برقى يا اسبى واگن راه آهن مخصوص حمل اسب واگن راه آهنى که داراى ... واگن رستوران واگن رستوران قطار واژه هاى شامل واگن ـ (36) : 1 , 2