@واگن@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه واگن استيشن واگن با واگن حمل کردن جاده مخصوص تراموا و واگن برقى خط مخصوص واگن برقى دفاعى که از واگن و عرابه مى ... ... کالا از واگن و بارگيرى ... مسئول واگن ميله اتصال واگن ميله اى که واگن هاى قطار را ... واگن چى واگن کوچک واگن آشپزخانه و وسايل آشپزى ترن واگن اسبى واگن بارى واگن بارى بدون ديوار راه آهن واگن برقى واگن برقى شهرى واگن تخت خواب دار واگن تخت خواب دار راه آهن واگن راه آهن واگن راه آهن برقى يا اسبى واگن راه آهن مخصوص حمل اسب واگن راه آهنى که داراى ... واگن رستوران واگن رستوران قطار واژه هاى شامل واگن ـ (36) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}