@وجه@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه وجه ارسال وجه اشتراک وجه انتخاب وجه احتمالى به بهترين وجه به هيچ وجه ... تعهدنامه داير به پرداخت وجه تهيه وجه کردن ... که مقدار وجه آن قيدنشده ... داراى وجه اشتقاق مشترک داراى وجه تشابه در وجه حامل دريافت کننده وجه ده وجه مطالعه وجه تسميه شهرها و نقاط وابسته به وجه شرطى وابسته به وجه وصفى وجه کردن وجه اجاره وجه ارسالى وجه استهلاکى وجه اشتراک وجه اشتراک مجله وجه اشتقاق کلمه اى را پيدا کردن وجه الضمانه وجه المصالحه امرى واژه هاى شامل وجه ـ (37) : 1 , 2