@وجه@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه وجه ارسال وجه اشتراک وجه انتخاب وجه احتمالى به بهترين وجه به هيچ وجه ... تعهدنامه داير به پرداخت وجه تهيه وجه کردن ... که مقدار وجه آن قيدنشده ... داراى وجه اشتقاق مشترک داراى وجه تشابه در وجه حامل دريافت کننده وجه ده وجه مطالعه وجه تسميه شهرها و نقاط وابسته به وجه شرطى وابسته به وجه وصفى وجه کردن وجه اجاره وجه ارسالى وجه استهلاکى وجه اشتراک وجه اشتراک مجله وجه اشتقاق کلمه اى را پيدا کردن وجه الضمانه وجه المصالحه امرى واژه هاى شامل وجه ـ (37) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}