@وجود@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه وجود پنجمين و بالاترين عنصر وجود پى بردن به وجود آب يا منابع ... ... هاى آن سوراخ وجود دارد ... خطوط موازى وجود داشته باشد ... لقاح به وجود آمده باشد آدم بى وجود ... براى تشخيص وجود ميکروب سيفيليس ... ... بدن در اثر وجود درد در عضو ... از خود به وجود آمده از خون به وجود آمده از وجود دشمن پاک کردن اصالت وجود اصل يا منشاء عقل عالم وجود ... که ارواح مجرد وجود دارند اعتقاد به وجود روح انسانى ... اعتقاد به وجود روح و بازگشت ... اعتقاد به وجود سه شخصيت در خدا اعتقاد بوحدت وجود انکار وجود خدا با اين وجود ... فکرى چيزى به وجود آوردن با وجود با وجود آن با وجود اين با وجود اين که واژه هاى شامل وجود ـ (86) : 1 , 2 , 3 , 4