@وجود@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه وجود پنجمين و بالاترين عنصر وجود پى بردن به وجود آب يا منابع ... ... هاى آن سوراخ وجود دارد ... خطوط موازى وجود داشته باشد ... لقاح به وجود آمده باشد آدم بى وجود ... براى تشخيص وجود ميکروب سيفيليس ... ... بدن در اثر وجود درد در عضو ... از خود به وجود آمده از خون به وجود آمده از وجود دشمن پاک کردن اصالت وجود اصل يا منشاء عقل عالم وجود ... که ارواح مجرد وجود دارند اعتقاد به وجود روح انسانى ... اعتقاد به وجود روح و بازگشت ... اعتقاد به وجود سه شخصيت در خدا اعتقاد بوحدت وجود انکار وجود خدا با اين وجود ... فکرى چيزى به وجود آوردن با وجود با وجود آن با وجود اين با وجود اين که واژه هاى شامل وجود ـ (86) : 1 , 2 , 3 , 4
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}