@وجود@3

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه وجود عدم وجود رنگ دانه در بدن عرفاى منکر وجود خدا فرضيه به وجود آوردن ... ايجاد عالم وجود مى داند قانقاريا به وجود آمدن قبلا وجود داشتن ... مواد چسبنده به وجود مى آيد ... در گياهان وجود دارد و ... مافق وجود يا جوهر مادى ... آن مرض را به وجود آورد ... مرکز عالم وجود قرار داده معتقد به وجود اقانيم ثلاثه معتقد به وجود روح حافظ ... معتقد به وجود سه اقنوم ... منکر وجود خدا نظام عالم وجود وابسته به خلقت عالم وجود وجود چرک در ادرار وجود گلبرگ هاى مشابه ... وجود آور وجود الهى وجود بخار آب در هوا وجود تشابه وجود خارجى وجود خون در ادرار واژه هاى شامل وجود ـ (86) : 1 , 2 , 3 , 4
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}