@وجود@3
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه وجود عدم وجود رنگ دانه در بدن عرفاى منکر وجود خدا فرضيه به وجود آوردن ... ايجاد عالم وجود مى داند قانقاريا به وجود آمدن قبلا وجود داشتن ... مواد چسبنده به وجود مى آيد ... در گياهان وجود دارد و ... مافق وجود يا جوهر مادى ... آن مرض را به وجود آورد ... مرکز عالم وجود قرار داده معتقد به وجود اقانيم ثلاثه معتقد به وجود روح حافظ ... معتقد به وجود سه اقنوم ... منکر وجود خدا نظام عالم وجود وابسته به خلقت عالم وجود وجود چرک در ادرار وجود گلبرگ هاى مشابه ... وجود آور وجود الهى وجود بخار آب در هوا وجود تشابه وجود خارجى وجود خون در ادرار واژه هاى شامل وجود ـ (86) : 1 , 2 , 3 , 4