@ور@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ور ور آوردن ور رفتن ور زدن ور نيامده ور ور کردن يک ور يک ور کردن يک ور راه رفتن يک ور شدگى کشتى در اثر باد يک ور شدن يک ور شده واژه هاى شامل ور ـ (36) : 1 , 2