@ورزيدن@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ورزيدن گناه ورزيدن کينه ورزيدن استقامت ورزيدن اصرار ورزيدن افراط ورزيدن امتناع ورزيدن انحراف ورزيدن بخل ورزيدن حسد يا خصومت ورزيدن رشک ورزيدن به سماجت ورزيدن طمع ورزيدن عشق ابلهانه ورزيدن عشق ورزيدن قصور ورزيدن