@ورم@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ورم کاهش ورم آماس يا ورم مهره پشت سرخ و ورم کرده مربوط به ورم و آماس مفصل ورم پاى نوزاد همراه ... ورم پستان ورم پوست ذکر ورم چرکى ورم گلو ورم کرده ورم کهير ورم استخوان ورم استخوان پاى اسب ورم انساج ليفى ورم بند آخر انگشت ورم بيضه ورم تقريبا شديد ورم جاى شلاق و غيره ورم خوش خيم بافت غده اى ورم درون حفره هاى ... ورم دماغ ورم دهان ورم روى پوست ورم سلول هاى زنده گياهى ورم سينوس ها واژه هاى شامل ورم ـ (44) : 1 , 2