@ورود@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ورود پول ورود اجازه ورود اجازه ى ورود ... جلوگيرى از ورود سايرين به ... ... مسيحيان هنگام ورود به بدن ... اعلام ورود کردن بترتيب عکس ورود بترتيب ورود بليط ورود بندر محل ورود تاخير ورود تقاضاى ورود بدين يا جمعيتى تازه جشن ورود جشن ورود بخانه تازه حکم بازرسى و ورود حق ورود دستور نوشته ورود و خروج ... ساعتى که زمان ورود و خروج کارمندان ... ظهور و ورود مهمانى به مناسبت ورود نامزد ورود بخدمت کليسا ... دوره بلوغ و ورود نطفه به درون ... ورود بخانه ورود بخانه اى در شب ... ورود بخشکى واژه هاى شامل ورود ـ (32) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}