@وزن@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه وزن پارچه سبک وزن پشم و ابريشم ... ... نخى و سبک وزن ساده لباسى و ... پسر ضعيف وزن نما ... آستين که مرد وزن مى پوشيده اند پيمانه وزن مايع معادل نيم کوارت ... نشستن هواپيما وزن آن را ... کسر وزن کفش پوست وزن کم وزن آلت سنجش وزن ويژه مايعات اندازه گيرى وزن يا غلظت با پيمانه وزن کردن با وزن خواندن به طور يکنواخت يا يک وزن خواندن ثبت وزن و جرم خروس وزن خط شاخص حداکثر وزن بار کشتى داراى کسر وزن داراى دو وزن نامساوى داراى شش وزن داراى هشت وتد يا وزن داراى وزن زياد داراى وزن مخصوص کم داراى وزن و فشار زياد داراى وزن يا آهنگ واژه هاى شامل وزن ـ (71) : 1 , 2 , 3
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}