@وسط@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه وسط ... که از وسط مناطق ممنوعه ... گوش وسط از وسط از وسط خم شدن از وسط قطع کردن ... توجهى از وسط خيابان راه ... ... بيسبال که در وسط ميدان بازى مى ... بلندى وسط خيابان مخصوص ... بلندى وسط خيابان مخصوص عابرين به طرف وسط ... حرف اول و وسط و آخر بندهاى ... جنس وسط فروش ... پارچه اى که وسط آن نازک ترباشد حالت وسط جزر و مد حد وسط حد وسط پيدا کردن خط وسط در وسط در وسط راه ايستادن در وسط قرار دادن قسمت وسط ... کوبى شده وسط خيابان و ... ميانه يا حد وسط دو جنس نفر وسط صف نمونه يا حد وسط واژه هاى شامل وسط ـ (33) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}