@وسط@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه وسط ... که از وسط مناطق ممنوعه ... گوش وسط از وسط از وسط خم شدن از وسط قطع کردن ... توجهى از وسط خيابان راه ... ... بيسبال که در وسط ميدان بازى مى ... بلندى وسط خيابان مخصوص ... بلندى وسط خيابان مخصوص عابرين به طرف وسط ... حرف اول و وسط و آخر بندهاى ... جنس وسط فروش ... پارچه اى که وسط آن نازک ترباشد حالت وسط جزر و مد حد وسط حد وسط پيدا کردن خط وسط در وسط در وسط راه ايستادن در وسط قرار دادن قسمت وسط ... کوبى شده وسط خيابان و ... ميانه يا حد وسط دو جنس نفر وسط صف نمونه يا حد وسط واژه هاى شامل وسط ـ (33) : 1 , 2