@وسيله@11
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه وسيله ... امراض به وسيله خواب مغناطيسى معالجه به وسيله حرارت ... از بيمارى به وسيله پادگن معاينه به وسيله گوشى طبى معاينه به وسيله اشعه مجهول معرفى کردن به وسيله کنسرت ... جذب شده به وسيله خيس خورى منصوب شده به وسيله خويشتن ... زندگى شخصى به وسيله ى خود او نقش شده به وسيله چکش نقشه بردارى به وسيله عکاسى ... غيره از يک وسيله يا کشتى به ... نقل و انقال نيرو به وسيله حرکت ... اشکال به وسيله سايه انداختن نمايش به وسيله علائم ... شخص به وسيله نشان دادن ... ... که به وسيله فشار بخار ... ... چيزى که وسيله سوراخ کردن ... ... نوع اسباب يا وسيله اى که با ... هر نوع وسيله قطع چيزى هر نوع وسيله يا مخزن سرد ... هر وسيله اى که با باد ... هضم مصنوعى به وسيله دارو و غيره ... الکتريک به وسيله مالش آب ... ... سياسى و بلدى به وسيله رشاء واژه هاى شامل وسيله ـ (356) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15