@وسيله@12

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه وسيله ... نيروى برق به وسيله آب يا بخار ورزش هاى سبک بدون وسيله وسيله پرتاب وسيله پيچيدن وسيله گذران وسيله گردگيرى وسيله کسب معرفت وسيله کوبيدن غلات وسيله آتش رسانى وسيله آرايش وسيله اتصال وسيله اجاره اى وسيله ارتباط وسيله ارتعاش و نوسان وسيله استتار وسيله اصلاح وسيله اغوا وسيله افزايش وسيله التيام و اتصال وسيله القاء وسيله اندازه گيرى وسيله اندازه گيرى اختلاف ... وسيله اندازه گيرى ارتفاعات زياد وسيله انسداد جاده وسيله اى که از نوسانات ... واژه هاى شامل وسيله ـ (356) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}