@وسيله@14
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه وسيله وسيله ساز وسيله سنجش وسيله سنجش ميزان بارندگى وسيله سوراخ کردن وسيله سيستم وسيله فرار وسيله فراهم کردن وسيله مبادله وسيله مشاهده داخل معده وسيله معاش وسيله معاينه از طريق ... وسيله معيشت وسيله مناسب وسيله مهر و موم وسيله موقت وسيله نجات غريق وسيله نجات غريق که ... وسيله نجات غريق و غيره وسيله نفوذ وسيله نقاله وسيله نقليه وسيله نقليه شش چرخه وسيله نقليه موتورى وسيله نهايى يا زير جلى وسيله هدايت يا خط سير واژه هاى شامل وسيله ـ (356) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15