@وسيله@4
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه وسيله به وسيله اشعه مجهول معالجه کردن به وسيله اصطکاک گرم کردن به وسيله اعمال زورکارى ... به وسيله افق محدود کردن به وسيله القاى برق معالجه کردن به وسيله باد جارو شده به وسيله باد و باران ... به وسيله بحث شفاهى موضوعى ... به وسيله بردار رهبرى کردن به وسيله برق چاپ کردن به وسيله بى سيم عکس فرستادن به وسيله تجزيه و تحليل ... به وسيله تراوش تجزيه کردن به وسيله تطميع به دام انداختن به وسيله تعميد نامگذارى کردن به وسيله جوشاندن و تخمير ... به وسيله حق امتياز محفوظ مانده به وسيله خط داراى فاصله کردن به وسيله خود شخص به وسيله خون منتشر شده به وسيله درزگيرى به هم ... به وسيله سپر حفظ کردن به وسيله سکوب متحرک چيزى ... به وسيله شکاف به دو ... به وسيله شيپور يا ناى ... واژه هاى شامل وسيله ـ (356) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15