@وسيله@5
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه وسيله به وسيله ضربات متوالى ... به وسيله طناب و قرقره کشيدن به وسيله عکاسى گراور سازى کردن به وسيله عمل جراحى زهدان ... به وسيله قفل بسته و محکم شدن به وسيله قوه جاذبه حرکت کردن به وسيله لوله باز نگاه داشتن به وسيله ليزين تجزيه ... به وسيله مالش پاک کردن به وسيله مايع اشباع شدن به وسيله مجرا يا ناودان بردن به وسيله مواد شيميايى ... به وسيله نفوذ تجزيه کردن به وسيله نور به چيزى ... به وسيله هوا نقل و انتقال يافته به وسيله ى هوا سرد کردن به وسيله ى هواپيما حمل ... بى وسيله تکثير به وسيله ى بافت ... ... فروشى به وسيله مکاتبات پستى تجزيه کردن به وسيله جريان برق ... کردن به وسيله شستشو باقليا ... تجزيه به وسيله آب تجزيه جسمى به وسيله جريان برق ... شيميايى به وسيله جريان برق واژه هاى شامل وسيله ـ (356) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15