@وسيله@6
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه وسيله ... تناسلى مرد به وسيله زبان ... شهوانى به وسيله تخيل و ... تحريک شده به وسيله اميال شهوانى ترک شده به وسيله مالک يا قيم ترابرى به وسيله لوله تراوش به وسيله ريزش ... شده به وسيله عمل سايش ... تشکيل شده به وسيله نفس خود تصفيه به وسيله شستشو تصفيه و تزکيه نفس به وسيله هنر ... قانون به وسيله مراجعه به ... ... علائم آن به وسيله سيم به چند ... ... کشتى به وسيله مخابرات راديويى ... شيميايى به وسيله حرارت تفال به وسيله آب تفال زننده به وسيله آب ... عکاسى به وسيله مواد شيميايى ... حرف به وسيله قرار دادن ... تلفظ شده به وسيله گرد کردن لبها تمبر را به وسيله مهر باطل کردن ... شيميايى به وسيله موجودات زنده ... دادنى به وسيله عددى بر ... ... جديد به وسيله تقسيم سلولى ... توليد مثل به وسيله گرده خود توليد مثل به وسيله شکاف خوردن واژه هاى شامل وسيله ـ (356) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15