@وسيله@8

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه وسيله در حرکت به وسيله باد درمان به وسيله اشتغال به کار درمان به وسيله سرما درمان به وسيله مالش استخوان ... درمان به وسيله نيروى تشعشعى ... دريايى به وسيله امواج صوتى ... بادبزن متحرک به وسيله توربين ... الکتريکى مغز به وسيله برق ... معاينه به وسيله اشعه مجهول ... هواپيما به وسيله تلويزيون و ... ... چيزى که به وسيله آن چيزى را ... ... هم به وسيله لولايى متصل ... ذوب فلزات به وسيله برق راهزنى به وسيله خفه کردن مردم ... قانونى به وسيله معوق گذاردن ... رشته يا وسيله بستن ... حس سازى به وسيله ى فرو کردن ... رونوشت بردارى به وسيله عکاسى ... غالباً به وسيله مجراى پيچاپيچى ... ... ساحلى که به وسيله سد بندى مزروع ... ... متحرک به وسيله وسايط نقليه ساخته شده به وسيله تيرهاى افقى ساخته شده به وسيله ماشين سروده شده به وسيله دوره گرد ... که به وسيله سرايندگان کليسا ... واژه هاى شامل وسيله ـ (356) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}