@وسيله@9
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه وسيله سفارش کالا به وسيله پست سفيد شدن به وسيله شستن با وسايل ... ... دادن به وسيله برداشتن کلاه ... ... طناب دکل به وسيله آن بالا و ... ... يک اداره به وسيله بلندگو ... اى که به وسيله پرسوس از دست ... شستشوى چيزى به وسيله باران شسته شده به وسيله باران ... که به وسيله تبخير غليط ... ... ريسمانى که به وسيله آن چيزى را ... طنابى که به وسيله آن چيزى را ... عکاسى به وسيله املاح پلاتين ... بردارى به وسيله تابش اشعه ... ... ترسيمات به وسيله اثر نور ... ... رنگى که به وسيله چاپ سنگى تهيه ... عکسبردارى به وسيله چاپ سنگى عکسبردارى به وسيله اشعه مجهول عکسى که به وسيله بى سيم فرستاده ... ... که به وسيله لايولا تاسيس ... عطرگيرى به وسيله ى روغن ... ... خون به وسيله ارگانيسم هاى ... علائم مخابرات به وسيله نور عمل تيز کردن به وسيله مالش عوارض ياحق حمل به وسيله لوله غسل تعميد به وسيله آب پاشى واژه هاى شامل وسيله ـ (356) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15